من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود

من نبودم دستم بود، تقصیر آستینم بود
آستینم مال کُت ام بود، کت ام مال بابام بود…
این یک شعر بچه گانه است، که کودکان ما یاد گرفتند برای در رفتن از زیر بار مسئولیتِ کاری که کرده اند ( اصلاحاً پیچاندن طرف مقابل) در چشمان طرف مقابل نگاه کنند، لبخند بزنند و این شعر را بخوانند.
ما به کودکانمان از همان ابتدا یاد می دهیم که اشتباه خود را نپذیرند و بدون هیچ مسئولیتی راه خود را ادامه دهند. ما به آنها یاد می دهیم تمام تلاششان را بکنند تا زمین و زمان را به هم بدوزند اما مسئولیت نپذیرند.


وقتی فیلسوف بزرگ معاصر لودویگ ویتگنشتاین به شکل بسیار گسترده ای موضوع زبان(Language) و اهمیت آن را طرح کرد، دریچه های بسیار جدیدی از اهمیت زبان در رفتارهای فردی و فرهنگ (رفتارهای اجتماعی) باز شد.تا جایی که ژاک لاکان زبان شناس و روانکاو فرانسوی ساختار گرامری و حتی محل قرارگیری فعل، فاعل و مفعول را از المانهای مهم شکل گیری شخصیت فردی و جمعی می داند.
با توجه به مقدمه ی کوتاهی که گفته شد، باید نگاهی دوباره به اصطلاحات، ضرب المثل ها و گونه های صحبت کردنمان در جامعه بیندازیم.
ما جامعه ای هستیم که پذیرفتن اشتباه و مسئولیت در آن جایی ندارد، که نمونه ی آن را در قالب یک شعر کودکانه در ابتدای این نوشته دیدیم. شما تا به حال چند مسئول را دیده اید که در برابر مردم بایستد و عذر خواهی کند (استعفا که دیگر هیچ). مسئولینی که به هر حال از دل همین فرهنگ بیرون آمدند و تا قبل از داشتن پست هایشان، همسایه، قوم و خویش، دوست و همشهری هایی بیش نبودند.
نظر شما در رابطه با اصطلاحات و ضرب المثلهایی که ما را در مسیر اشتباهی قرار می دهند چیست؟ نظراتتان را همینجا به اشتراک بگذارید.

پیمان پاریاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

فهرست